با قدسیان
تصوف و عرفان اسلامی
|
|
ستم اصطلاح در حق معانی ستم اصطلاحات در حق معانی اصطلاحات واسمائی که امروزه برای اطلاق بر اشیاء در میان مردم رایج است در رساندن کامل حقایق معنی نارسا هستند.این مشکل تنها خاص یک زبان نیست بلکه در تمامی زبانها وآثار ادبی ودینی موجود است .این مساله سبب میشود که در دراز مدت .معانی دیگری در ارتباط با مقصود ومنظور اولیه آن پدید آید وشبهاتی را موجب میشود که نتیجه آن تشدید خصومت واختلاف نظر است لذا صاحبان ادعا برای بکرسی نشاندن سخن خود حجتها ودلایل بکار می گیرند وتنور مجادلات ودشمنی ها گرم میگردد.اما براستی اگر ما از این تعابیر شعله ور جدید واسماء متعارف عدول کنیم وبه سابقه لغات وکلماتی که در گذشته مردم بسادگی مقصود خود را به آن میرساندند – برگردیم وبه آنچه که مردان عهد اول وسلف پیشین بدان سخن میگفتند رجعت کنیم گره کار باز میشود ومشکل.آسان .در این صورت که اختلاف ودشمنی ها زنگ خواهد باخت . از جمله این اصطلاحات وکلماتی – که بین مردم شایع است – تصوف میباشد که در باره آن بحثها وسولات زیادی مطرح است . می پرسند: مدلول این کلمه ومأخذ آن چیست؟ آیا از صوف گرفته شده یا از صفا یا از صفو؟یا اینکه از لغت یونانی سوفیا به معنی حکمت ؟ این واژه ( تصوف) از چه زمانی پدید آمد؟ در کتاب وسنت اثری از آن نمیابیم ودر اقوال صحابه وتابعین ( رضی الله عنهم) نیز در این باره سخن روشنی نیامده ودر قرن اول هجری این اصطلاح .معرف ومستعمل نبود تصوف از نوآوریهایی است –که به رغم اختلاف زیاد بین موافقان ومخالفانش – بصورت مکتبی بزرگ در آمده که اعراض واغماض از آن دشوار است. نوشته شده توسط عبدالسلام محمدی | لینک ثابت | موضوع: |
مقدمه (بسم الله الرحمن الرحيم ) تصوف و عرفان اسلامی که پایه واساس آن همان تزکیه و تربیت روح و روان است که نص صریح قرآن کریم به آن اشاره دارد ودر احادیث گهر بار پیامبر(ص)در مورد تربیت وتزکیه روح و روان احادیث وفرمایشاتی بسیاری وارد شده که دال برسعی وتلاش برای پاکی انسان از رازایل اخلاقی و کوشیدن برای بدست آوردن فضائل اخلاقی است که این همان مقام احسان میباشد که در حدیث شریف از پیامبر( ص) روایت شده و علمای اسلام و ائمه بزرگ اهل سنت و جماعت(رحمهم الله و رضی الله عنهم ) نیز هرکدام بشیوه و بیان صریح در تأیید تصوف اسلامی که رسیدن به اخلاق نیکو تحلی بمکارم اخلاق و تخلی از رزائل اخلاق است فرمایشات و نظراتی فرموده اند که بیاری خداوند تبارک وتعالی به آن اشاره میکنیم واین رساله خود تأییدی است بر تصوف و عرفان اسلامی که سرچشمه گرفته است از عمل بقرآن وسنت وروش پیامبر(ص) ورفتار وشیوه سلف صالح است و ردی است برمنکران و مذهب معاندین که تصوف و ریشه آن را بصورت متعصبانه و بی علم وفهم صحیح دینی رد میکنند وبا تبلیغات گسترده در رسانه های جمعی کانالهای ماهواره ای و وانواع سایتهای . دینی. مذهبی. شخصی و انواع سی دی های مذهبی و غیر مذهبی چه در داخل و چه در خارج در رد و بد جلوه دادن تصوف و عرفان اسلامی از هیچ سعی و کوششی دریغ نکرده اند وبا بی انصافی وگستاخانه بر حریم ملکوتی عرفان وعارفان. همان مجاهدان شب زنده دار. سالکان طریق حق. عالمان عامل. سلاطین اقلیم عشق.حاملان شریعت مقدس اسلام .وارثان حقیقی علم وعرفان وشریعت پیامبر . حمله ور شده اند وبا ایجاد تفرقه وچند دستگی در میان اهل سنت وجماعت ورد وانکار بدون دلیل وبرهان وتوهین وافتراء به این بزرگان از هیچ شیوه ای دریغ نکرده اند. در اینجا نظر وآراء ائمه وعلمای اهل سنت وجماعت ( رحمهم الله ورضی الله عنهم ) بیان شده که بزرگترین دلیل بر صحت عقیده وسیر وسلوک این بزرگان( صوفیه ) بوده وتنها دلیل محکم بودن این نظرات مستند بودن وعلمی بودن آن است که به آن قوت و استحکام بخشیده . لذا از تمامی دوستان وعزیزان وبرادران اهل تصوف وعرفان واقعی که راه وسلوک آنها عمل بکلام خداوند وسنت رسولش ( علیه الصلاه والسلام ) است.خاضعانه خواستاریم که با نظرات وارشادات خاص خود ما را در تدوین وارائه مطالب علمی تر و نافعتر یاری فرمایند . العبد الفقیر الی الله الغنی : عبد السلام محمدی نوشته شده توسط عبدالسلام محمدی | لینک ثابت | موضوع: |
نظر ائمه وعلمای اهل سنت وجماعت در مورد تصوف وصوفیه (نظر و آراء علماء وائمه اهل سنت وجماعت ( رحمهم الله ورضی الله عنهم) در مورد تصوف وصوفیه:) 1- امام شافعی ( رحمه الله تعالی) امام شافعی ( رحمه الله ) فرمود: با صوفیه مصاحبت و دوستی کردم واز آنها سه کلمه استفاده کردم. 1- اینکه گفتند وقت شمشیر تیز و برانی است که اگر وقت را نبری وقت تو را میبرد به این معنا که اگر از وقت وعمرت استفاده درست نکنی وقت از دستت خارج شده و زندگیت بی معنی وبدون استفاده خواهد بود. 2- واینکه گفتند: نفست را اگر در راه عبادت وبندگی حق مشغول نکنی نفست تو را به گناه وبی امری خدا مشغول میکند. 3- واینکه گفتند:عدم ونیستی خود عصمت وپاکی است به این معنا که عدم قدرت بر انجام دادن گناه خود عصمت و دوری است از گناه وعصیان. ( 1) و همچنین فرمودند: در دنیا سه چیز را دوست دارم : ترک تکلف وتعارف متعارف بین مردم.معاشرت ودوستی با مردم با نرمی و عطوفت. و اقتداء و تأسی به راه و روش اهل تصوف. (2) 1- کتاب ( تأیید الحقیقه العلیه) للامام جلال الدین سیوطی ص – 15 2- کتاب ( کشف الخفاء و مزیل الالباس ) امام عجلونی ج – 1 ص- 341 2- امام ابو حنیفه ( رحمه الله تعالی) عالم وفقیه حنفی حصفکی صاحب کتاب ( الدر) گفت که ابو علی دقاق ( رحمه الله) فرمود که من تصوف وطریقت را از ابی القاسم نصر آبادی فرا گرفتم و ابو القاسم هم از معروف کرخی و او هم از داود الطائی و او هم علم وطریقت را از امام ابوحنیفه فرا گرفته وتمامی این علماء وائمه بر فضل و عظمت علم وتقوای امام اعظم ابوحنیفه اقرار کرده اند .( 1) 1- کتاب ( در المختار ) ج 1 ص 43 همراه با حاشیه ابن عابدین. 3- امام مالک ( رحمه الله تعالی) امام مالک فرمودند: هرکس فقه وعلوم را فرا گیرد اما در مسیر تزکیه و تصوف نباشد عاقبت کارش فسق و فجور است. و هرکس را تصوف وتزکیه را پیش گیرد اما از فقه وعلم شرعی بدور باشد عاقبت کارش بی دینی و اباحه گری است . و هر کس این دو امر ( علم و تصوف) را در خود جمع کند بحقیقت میرسد و اهل نجات است. ( 1 ) ( 1 ) حاشیه علامه عدوی بر شرح امام زرقانی فقه مالکی ج 3 ص 95 و شرح عین العلم وزین الحلم امام ملا علی قاری ج 1 ص 33 4- امام احمد ابن حنبل( رحمه الله تعالی) امام احمد ابن حنبل ( رحمه الله) قبل از مصاحبت و دوستی با اهل تصوف به فرزند خود عبد الله ( رحمه الله ) چنین فرمود: ای پسر بر تو لازم است خواندن حدیث و دوری از مجالست و همصحبتی با این قوم وطائفه که خود را صوفیه مینامند زیرا اینان نسبت به احکام دین خود جاهل ونادان هستند .اما هنگامیکه با عارف خداشناس شیخ ابی حمزه بغدادی ( رحمه الله ) دوستی ومصاحبت پیدا کرد واز اساس وعقیده صحیح اهل تصوف آگاه شد به فرزندش عبد الله ( رحمه الله ) فرمود: ای فرزند با این قوم دوستی ومصاحبت داشته باش زیرا اینها با کثرت علم ومراقبت احوال و خشیت از خداوند و زهد وتقوا و بزرگی همت از ما سبقت گرفته اند .( 1 ) امام احمد ( رحمه الله ) هرگاه در مسئله ای متردد ومتوقف میشد با وجود آن بزرگی وعظمت علمی روبه ابی حمزه بغدادی میکرد ومیفرمود رأی ونظر تو در این مسئله چیست ای صوفی و هنگامیکه ابی حمزه بغدادی نظرش را بیان میکرد امام احمد قبول میکردند و به ایشان اعتماد داشتند. علامه بزرگ شیخ محمد سفارینی حنبلی ( رحمه الله ) از ابراهیم ابن عبد الله علانی نقل میکند که امام احمد ( رحمه الله ) در مورد صوفیه فرمودند: هیچ قوم وطائفه ای را سراغ ندارم که شریفتر و افضلتر باشد از این قوم ( صوفیه) عرض کردند که ای امام این قوم گاهگاهی فریاد میکشند و به حالت سماع واهتزاز و وجد می افتند نظر شما چیست ؟ فرمودند: اینها را بگذارید که با خدای خویش ساعتی شاد وخوشحال باشند. ( 2 ) 1- کتاب ( تنویر القلوب ) ص 405 شیخ محمد امین کردی. 2- کتاب ( غذاء الالباب ) شرح منظومه ج 1 ص 120 بقیه مطالب ونظرات علما وائمه اهل سنت در ادامه مطلب ادامه مطلب نوشته شده توسط عبدالسلام محمدی | لینک ثابت | موضوع: |
یکی از نظرات حضرت شیخ بمناسبت ایجاد این وب سایت نویسنده: الفقير إلى الله تعالى محمد آشنا الطالبان
یکشنبه 29 مهر1386 ساعت: 17:16
بسم الله الرحمن الرحيم الحمدلله والصلواة والسلام على سيدنا محمد وعلى آله الطيبين وأصحابه المنتخبين ومن تبعهم بإحسان إلى يوم الدين وبعد . الأخ المحب ٫ وطالب العلم الملاعبدالسلام المحترم ٫ السلام عليكم ورحمة الله وبركاته . أسال الله تعالى أن يوفقك في الدنيا والآخرة ٫ وجزاكم الله تعالى عنا كل خير لتقديم موقعك(السايت) ٫ هدية لنا ٫ أرجو من الله تعالى أن يلهمك دوام الصبر والرضى ٫ والاستقامة والإخلاص ٫ والعلم مع العمل . أخي الكريم : أقدم لك هذه الحكمة ٫ هدية مني .. " كلك توحيد إذا وحدته كلك ٫ وكلك شرك إذا وحدته بعضك ٫" الحكم الطالبانية ٫ الكتاب الثاني . الشرح : لأن التوحيد لا يتجزأ ٫ .. فاللسان يوحد الله تعالى ٫ والقلب يوحده ٫ والفكر يوحده ٫ والظاهر يوحده ٫ والباطن يوحده ٫ فإذا نظرت إلى الأكوان ؛ رأيت عظمة المكون في آثاره ؛ فتوحده ٫ ولا يجوز باطنك يخالفه ٫ فإن خالفته دخلت في دائرة الشرك ! وإن وحده وذكر معه غيره ؛ فهو في شرك مستمر ما دام في باطنه مذكور آخر يشارك الله تعالى في ذكره .. وإن وحده بلسانه٫ وقلبه لا يوحده فهو مطعون في إيمانه ٫ منافق . والباطن يوحده ٫ والظاهر يخالف الباطن بقول ٫ أو فعل ٫ أو سلوك ٫ أو حال ٫ يناقض التوحيد القولي أو العملي ٫ فهو داخل في دائرة الشرك ؛ وهذامن قبيل البعض ــ توحيد البعض ــ فالسالك يوحد الله تعالى في ظاهره وباطنه ٫ كل ذرة من ذرات جسمه توحده ؛ يوحده ــ أي السالك ـ في حركاته وسكناته ٫ في خلوته وجلوته ٫ في أقواله وأفعاله ٫ في حبه وأنسه ٫ في قبضه وبسطه ٫ في مرضه وعافيته ٫ فإذا وحد الله تعالى بحاله وقاله وعلمه وعمله وإرادته ويقينه وإيمانه وشهوده صادقاً مخلصاً فهو من الموحدين .. اللهم اجعلنا من الموحدين الأخيار .. الفقير إلى الله تعالى محمد آشنا الطالباني الخالصي .. نوشته شده توسط عبدالسلام محمدی | لینک ثابت | موضوع: |
هدیه به حضرت استاد :( حفظه الله )
بسم الله الرحمن الرحیم این وبلاگ را با تمام وجود هدیه میکنم به استاد گرامی جناب حضرت شیخ محمد آشنا الطالبانی ( حفظه الله ) که یکی از علمای ربانی و مجددین تصوف و عرفان اسلامی هستند که هرساله با تشریف فرمایی به کردستان برادران اهل عرفان وتصوف را مستفیض میفرمایند. نویسنده و مدیر وبلاگ : عبدالسلام محمدی
دل از کفم بــرون شد آن شوخ بيـــوفا را
جان تير غمزه اوست از دست برده ما را
در کــوچه محبت از نقد جان گذشتـــيم
آخــر تلطفی کن احــوال اين گــــدا را
در محبس مغانـــــم ساقی بيار جامـی
با يــاد روی جانان مطرب بگو نــوا را
اسرار عاشـــقان را از زاهدان مجـوئيد
از آشنــــا بپرسيد احوال آشنــــا را
آئـينه جمالت مطلب نمـای جــان است
بنمای تا که چشمم بيند در او خــدا را
در کيش خوبرويان رسم است بيوفايي
مأمـول کي توان کرد از خوبرو وفا را
خالص بعشق خوبان بايد بلا کشـيدن
نشنيده ونديده کس عشق بـی بلا را نوشته شده توسط عبدالسلام محمدی | لینک ثابت | موضوع: |
در باره استاد عالیقدر . درباره استاد گرانقدر حضرت شیــــــــخ محمـد آشنـــا خالصی طالبانی
(بسم الله الرحمن الرحیم) جناب شیــــــــخ محمـد آشنـــا خالصی طالبانی: فرزند شيخ عبد الرحمن ثانی طالبانی، فرزند شيـخ محمد جميـل خالصــــی،فرزند شيخ محمد علی،فرزنـــــد شيـخ علی محــــدث،فرزند شيـــــــخ عبدالــــرحمــــــن خالصـــی طالبـــــانی،فرزنــد شيخ احمد طالبانی،فرزند شيـــخ محمود زنگنه مــی باشد. ايشان در سال 1959 ميلادی ، در شـهر کرکوک درتکيه طالبانی در خــــانــوده علمـی و عرفــانی ديده به جهان گشود. در اوان کودکی و نوجوانـی تحت ارشــــادات پـــدر بزرگوارشـان، عالم و مرشـد مشهور طريقت طالبانی مرحـوم شهيد شيـخ عبدالرحمن ثانی طالبانی شکوفـا شدند. در سال1357 (ه، ش)، پدربزرگوارشــان دارفــانــی را وداع گفتنـــد و ايشـــان برای کســـــب علـــــم به سوريـــــه رفتند. در آنجا ضمن کسب مقامات علمی فراوان از محضر اساتيد صاحب نـــام ســوری در دانشگــــــاه از جمله: علامه پروفســـور دکتر فتحی الدرينی، علامه دکتــر شيــخ محمد سعيـد رمضـــان البوطــــی ، علامه دکتــر شيــخ وهبه الزحيلی ، علامـه دکتــر نورالديـــن العتــر، علامه دکتـر شيـخ ابراهيــم السقلينی ، علامـــــــــه دکتـــر شيخ مصطفی ديب البغا ، استفاده نموده اند و مشغول ارشـاد و سير و سلـوک شدند. همچنين در مجمع علـمــی عالــی علــوم اسلامی و عربی در دمشق حدود چهـــار سال در محضر استـــاد علامـــــه پروفسـور دکتر شيخ محمـــــد عبــد اللطــــيف صالـح الفروربا اجازه خاص درعلم حديث کسب علم و اجـــازه علمـی عـــــام را گرفتند. و در خـارج از دانشگاه از اساتيد و علمـای زيادی از جمله: 15 سال در محضر علامه جليل ، شافعـی کوچک ، عالم ربانی ، استاد قرآن و قرائت، حضرت شيـخ محی الديـن الکردی- ابـی الحسـن- اجازه علمی را کسـب نمـودند.همچنين در خدمت علامه جليـل، عارف و زاهـد بزرگ، ملا رمضان البــوطی در درس های عـام در مسجـد ايشان و در درس هـای خــاص در منـزل آن بزرگوار به صورت هفتــگی استفاده می نمودنـــد و تا زمان فوت آن بزرگوار در محضــر مبارکشان کسب فيض نمودند واجازه نامه احاديث صحـــيح بخــاری و مسلم را با سند سند متصل از علامه زاهد شيـخ احمد المحاميد کسـب نمـوده و در محضـر علامه محـــدث مرحوم شيخ عبدالقادر الارنـاؤوط، علــم مصطلــــح الحـديث را فرا گرفتند و در محضر مبــارک علامه مجــاهد، مرحــــوم شيــــخ عبدالحکيــم المنيـر در جامــع الاموی فقه شافعـی را فرا گرفتند. همچنين دارای اجازه نامه های علمی و عرفــــانی فراوانـی از محضــر بسياری از علمـــای برجسته عراق،سوريه و ايران می باشند از جمله: در عراق: اجازه ارشاد از جانب مرحــــــوم پـــدر بزرگوارشـان در طريقـــــت قادری طالبانی را گرفتند و هم از جانب علامـــه زمان، رئيس رابطــــه علمــــای عراق، مرحوم حضرت ملا شيخ عبدالکريم المــدرس که بر حســـب اجـــــازه از حضرات مرحوم شيـــخ علاء الدين نقشبندی در طريقت نقشبنديه و مرشــد مشهور حاج شطخ محمد جميــــــل خالصــــــی الطالبــــانی در طريــــــقت طالبـــــانی را کسب کردند. ................................................................ جناب شيخ محمد آشنا خالصی الطالبـانی بالا ترين و افضل ترين سند رادر طريقت قادری طالبانی را دارا می باشنــد چرا که سلسله را از سه مشايــــخ بزرگ و عالــی رتبه گرفته اند: سلسله اول: در محضــر مبـــارک پــدر بزرگوارشـــان حضـرت شيــخ عبدالــرحمـــن الثـــانی که سلســـله ای معــروف در طريقـــت طالبــانی اســت و پــــدر بزرگوارشان نيز از حضرت حــاج شيــخ محمــد جميــــل اجازه طريقت و ارشاد را گرفتند. سلسله دوم:در محضر مبارک علامه کردستان ايران و عراق ، محقق در مذهــب شافعی، شيخ عبدالکــريم مدرس که اين استاد بزرگ سند طريقــت را از مرشـــــد طريقــــت طالبـــــانی حضـــرت حــاج شيـــخ محمـــد جميـــل طالبانی گرفته اند. سلسله سوم:از شيخ عبدالکريم مدرس که ايشـان نيز سند طريقــت را از حضــور مبـــارک سيــد يوسف گيلانـــی که از نوادگــان حضرت شيخ عبدالقــــادر گيلانی هستند گرفته و اين سند ارزشمند را به جناب شيـخ محمـــد آشنــــــا خالصــــــــی الطالبــــانی داده اند. .................................................................. بنابراين جناب شيـخ محمد آشنـــا خالصی الطالبــانی اجازه علمی در فقه شافعـــی را از محضر مبـــارک حضــــرت شيخ عبدالکريم المدرس دريافت کردندکه ايــن سند علمـی برای اهل علم بسيار معروف وحـائز اهميت است. درسوريه: اجازه ارشاد بااجازه خلوه واجازه های عـام وخـاص باتمام اجازه هاــی طريقــــت شاذلی هاشمی درقاوی را کسب نمودند. درايران: اجازه علمی برای تبرک با ارشــــاد از محضــــر علامـــه بزرگ جنـــاب حــاج شيخ حســام الــديـــن مجتهـــدی امام جمـعه کردستـــان ،(باتوافق علمــای افضل )وعلامه کردستــــان مرحوم شيــــخ امام مردوخ وعلامــــه زاهد جناب شيخ حسين کورجـی وعلامــه ناسک شيخ محمد سعيد را کسب نمودند. پس از گذشت حدود۱۷سال تحصـــيل وتــــدريس دردانشگــاه اسلامی اروپــــا در کشور هلند از ايشان برای تدريس دراين دانشگـــاه دعوت به عمــــل آمد و پس از اصرار فراوان دوستان از ايشـان سمـــت امـيــــــن سر وسپس، اميـــــــن عــــام در دانشگــــاه را پذيرفتند . همچنين درتدريس عرفان واخلاق با تفسير وعلــوم قرآن واصـــول فقه و قواعــــد فقهی مشغول هستنــد. ايشان دارای دکترای اسلام شناسی و الهيــات می باشند وهم اکنون در دانشـگـــــاه امستردام کشورهلنــــد کرسی دار ومـــــدرس در رشته اســلام شناســــی و شرق شناسی است وهمچنيــن ، امـامت جمعه و جماعت در مسجــد شهر بزرگـــی در هلند ، را عهده دار هستنـد. ................................................................. در حـــال حـــاضـر مريـــد هـای بسيــار زيادی دارند (اعم از برادر و خواهر ). در ايران : مناطق سنندج ، کرمانشاه ، تهران ، اورامانات ، نجار، نودشـه ، پاوه ، روانسر، جوانرود، بانه، مريوان ، سرپل زهاب ، ريجاب، پيران، و جنــوب کشور بوشهر ، کيش، قشم ، بندرعباس . در عراق:اورامانــات عراق ، کرکوک ، هولير، سلمــانيه ، مناطق گرميان ، قره داغ و... درسوريه: دمشــــــــق و منــــــاطق خــــــارج از دمشــــــق در ترکيه: استـــــــانبول، ملاطيــــــا و... ............................................................... از تأليفات ايشان می توان آثار ذيل را نام برد: ۱)الحکم الطالبانية : که اندرز های بسيار زيبای عرفانی درقالب نثرمی باشد. ۲)سلسله رسائل عرفانی در مناره طالبانی: در دست چاپ می باشد. ۳)موارد الظمآن في حقائق العرفان قطوف عرفانية في حياة العارف الشيخ عبد الرحمن الثانی الطالبانی ۴)أصول الطريق عند الشيخ عبدالقادر الجيلاني (قدس سره ) بين النظر والتطبيق المنارة الطالبانية نموذجاً ( در دست چاپ می باشد) ۵)الرسائل الطالبانية الكبرى ( تجربة عرفانية ) تتضمن 1000 رسالة للمريد والسالك ترجمت باللغة الفارسية ( در دست چاپ می باشد) ۶)أصول مدرسة التجديد في المنارة الطالبانية ( موسوعة في التصوف العملي ) ( مخطوط ) ۷)الفيوضات الربانية في اذكار واأوراد الطالبانية :در دست چاپ می باشد نوشته شده توسط عبدالسلام محمدی | لینک ثابت | موضوع: |
عقیده اهل سنت وجماعت در کلام امام محمد غزالی ( رحمه الله ) (بسم الله الرحمن الرحیم) ان الحمد لله نحمده ونشکره ونستعینه ونعوذ بالله من شرور انفسنا وسیئات اعمالنا من یهدیه الله فلا مضل له ومن یضلل فلا هادی له ، والصلاه والسلام علی سیدنا وسندنا محمد وعلی آله واصحابه اجمعین . علت نوشتن این عقیده که همان عقیده صحیح اهل تصوف بوده که در کتابهای عرفانی از قبیل رساله قشیریه تألیف ابوالقاسم قشیری و قوت القلوب ابو طالب مکی و الغنیه امام عبدالقادر جیلانی احیاء علوم الدین امام غزالی و انوار القدسیه فی بیان قوائد الصوفیه امام عبد الوهاب شعرانی وبسیاری از کتابهای مرجع اهل تصوف بوده بصراحت دیده میشود که اهل عرفان وتصوف با تبعیت از سلف صالح خود در مسائل کلامی وعقائدی اهل تثبیت و تفویض بوده اند وازمنهج اهل سنت وجماعت خارج نشده اند بلکه خود داعیان حقیقی دعوت به کتاب وسنت رسول الله (ٌص) وسیره سلف صالح بوده اند وبا مشاهده این عقیده معلوم میشود که تهمت آن دسته از کسانیکه اهل تصوف را به تشبیه وتاویل محکوم کرده اند جز تعصب خشک مذهبی وکلامی هیچ ادله ای برای ادعای خویش نداشته اند همچنانکه نسبت به مسئله حلول واتحاد نیز تهمتهایی بر این قوم صالح و عارف روا داشته اند که در فصول بعدی به اذن خداوند در این مسائل نیز صحبت خواهیم کرد . والسلام علی عباد الله الصالحین الفقیر الی الله الغنی عبد السلام محمدی
عقيدة اهل السنه من کلام الامام الغزالی ( رحمه الله تعالی) (( فی کلمتی الشهاده التی هی احد مبانی الاسلام )) عقيدتهم فی ذاته تعالی وتقدس أنه واحد له شريک له ،قديم لا اول له ، مستمِّر الوجود لا آخر له ، ابدیّ لا نهايه له ، دائم لا انصراف له . لم یزل ولا یزال موصوفا بنعوت الجلال ، لا یقضی علیه بالانقضاء والانفصال بتصرم آلاباد وانقراض آلاجال ، بل هو الاول وآلاخر ،والظاهر والباطن ، و هو بکل شیء علیم . وأنه لیس بجسم مصور ، و لا یماثل موجودا ، ولا یماثله موجود ، ولا تحیط به الجهات ، ولا تکتنفه الأرضون ولا السماوات . و انه مستوٍ علی العرش علی الوجه الذی قاله وبالمعنی الذی اراده ، و هو فوق العرش والسماء ،وفوق کل شیء الی تخوم الثری ، فوقیه لا تزیده قربا الی العرش والسماء کما لا تزیده بعدا عن الارض والثری ، بل هو رفیع الدرجات عن العرش والسماء کما انه رفیع الدرجات عن الارض والثری ، و هو مع ذلک قریب من کل موجود ، و هو اقرب الی العبد من حبل الورید ، اذ لا یماثل قربُه قربَ الاجسام . و انه لا یحل فی شیء و لا یحل فیه شیء ، تعالی ان یحویه المکان کما تقدس عن ان یحده الزمان ، بل کان قبل ان خلق الزمان والمکان ، و هو الآن علی ما علیه کان . و انه فی ذاته معلوم الوجود بالعقول ، مرئیُّ الذات بالأبصار فی دار القرار نعمة منه و لطفا بالأبرار ، واتماما منه للنعیم بالنظر الی وجهه الکریم . و أنه تعالی حیّ قادر جبّار قاهر لا یعتریه قصور ولا عجز ، ولا تأخذه سنه ولا نوم ، ولا یعارضه فناء ولا موت . وأنه المنفرد بالخلق والاختراع ، المتوحّدبالإیجاد والإبداع . وأنه عالم بجمیع المعلومات محیط بما یجری من تخوم الأرضینَ الی أعلی السَماوات . لا یعزب عن علمه مثقال ذرّه فی الأرض ولا فی السّماء ، بل یعلم دبیب النمله السوداء ،علی الصخره الصّماء فی اللیله الظلماء ، ویدرک حرکه الذر فی جوّ الهواء ، ویعلم السر وأخفی ، ویطّلع علی هواجس الضمائر ، وحرکات الخواطر ، وخفیات السرائر ، بعلم قدیم أزلی لم یزل موصوفا به فی أزل الآزال. و أنه تعالی مدیر للکائنات ، مدبر للحادثات ، فلا یجری فی الملک والملکوت أمر الا بقضائه وقدره وحکمته ومشیئته . فما شاء کان ولم یشأ لم یکن ، لا رادّ لأمره ولا معّقبَ لحکمه . وأنه تعالی سمیع بصیر، لا یعزب عن سمعه مسموع و إن خفی ، ولا یغیب عن رؤیته مرئیّ وإن دقّ ، ولا یحجُبُ سمعَهُ بعدُ ، و لا یدفع رؤیَتَهُ ظلام . لا یشبه سمعُهُ و بصرُه سمعَ وبصرَ الخلق . و أنه تعالی متکلّم آمّر ناهٍ ، واعدٌ متوعّد ، و أن القرآن والتوراه والإنجیل والزبورَ کُتُبُهُ المنزلهُ علی رسوله ( علیهم السلام ) ، وأنه تعالی کلم موسی ( علیه السلام ) بکلامه الذی هو صفه ذاته لا خلق من خلقه. و أن القرآن کلام الله لیس بمخلوق فیبید ، ولا صفه لمخلوق فینفد. و أنه سبحانه وتعالی لا موجود سواه الا وهو حادث بفعله ، وفائض من عدله علی أحسن الوجوه وأکملها وأتمها و أعدلها . و أنه حکیم فی أفعاله عادل فی أقضیته ، فکل ما سواه من إنس وجن وملک وسماء و أرض وحیوان ونبات وجماد و مدرَک و محسوس حادثٌ، إخترعه بقدرته بعد العدم إختراعا وإنشأه بعد ان لم یکن شیئاً، إذا کان فی الأزل موجودا وحده و لم یکن معه غیرُه، فأحدث الخلق بعد ذلک إظهارا لقدرته وتحقیقا لما سبق من ارادته وَلِما حق فی الأزل من کلمته ، لا لإفتقاره إلیه وحاجته. و أنه متفضل بالخلق والإختراع والتکلیف لا عن وجوب ، و متطوّل بالإنعام و الإصلاح لا عن لزوم ، فله الفضل والإحسان والنعمه والإمتنان . و أنه عزوجل یثیب عباده المؤمنین علی الطاعات بحکم الکرم و الوعد لا بحکم اللزوم له ، إذ لا یجب علیه لأحد فعل ، ولا یتصوّر منه ظلم ، ولا یجب لأحد علیه حق . وأن حقه فی الطاعات واجب علی الخلق بإیجابه علی ألسنه أنبیائه ( علیهم السلام ) لا بمجرد العقل ، ولکنه بعث الرّسل و أظهر صدقهم بالمعجزات الظاهره فبلّغوا أمره ونهیه و وعده وعیده فوجب علی الخلق تصدیقُهُم فیما جاؤو به . و أنه بعث النبیّ الامیّ القرشیّ محمدا ( صلی الله علیه وسلم ) برسالته الی العرب والعجم والجن والإنس . و أنه ختم الرساله والنبوه ببعثته فجعله آخر المرسلین بشیراً و نذیراً و داعیاً الی الله بإذنه و سراجاً منیراً ، و أنزل علیه الکتاب الحکیم و شرح به دینه القویم ، و هدی به الصراط المستقیم ، و ألزم الخلق تصدیقه فی جمیع ما أخبر به . و أن الساعه آتیه لا ریب فیها ، وان الله یبعث من یموت کما بدأهم یعودون . و أنه تعالی قد خلق الجنه فأعدها دار خلود لأولیائه و أکرمهم فیها بالنظر الی وجهه الکریم . و خلق النار فأعدها دار خلود لمن کفر به وألحد فی آیاته و کتبه ورسله و جعلهم محجوبین عن رؤیته. ( الی هنا من کلام الغزالی وما بعده من کتاب الامامه للإمام الأشعری( رحمه الله تعالی ) وندین بأن لا نکفر أحداَ من إهل القبله بذنب یرتکبه کالزنا والسرقه وشرب الخمور. وندین بأن لا ننزل أحدا من أهل التوحید و المتمسکین بالإیمان جنه ولا ناراَ الا من شهد له رسول الله (صلی الله علیه وسلم ) بالجنه . و نرجوا الجنه للمذنبین و نخاف علیهم ان یکونوا بالنار معذبین . و نقول أن الله عزوجل یخرج قوما من النار بعد ان امتحشوا بشفاعه رسول الله ( صلی لله علیه وسلم ) تصدیقا لما جاءت به الروایات عن رسول الله ( صلی الله علیه وسلم ) . و نؤمن بعذاب القبر . و أن الله عزوجل یوقف العباد فی الموقف ویحاسب المؤمنین . و ندین بحب السلف الذین اختارهم الله عزوجل لصحبته نبیه ( صلی الله علیه وسلم ) ونثنی علیهم بما أثنی الله علیهم و نتولاهم أجمعین . و نقول إن الإمام الفاضل بعد رسول الله( صلی الله علیه وسلم ) أبوبکر الصدیق رضوان الله علیه وإن الله اعز به الدین ، وأظهره علی المرتدین ، وقدمه المسلمون بالإمامه کما قدمه رسول الله ( صلی الله علیه وسلم ) للصلاه وسموه بأجمعهم خلیفه رسول الله ( صلی الله علیه وسلم ). ثم عمر ابن الخطاب ( رضی الله عنه ) . ثم عثمان ابن عفان ( رضی الله عنه ) و إن الذین قاتلوه قاتلوه ظلماَ وعدواناَ. ثم علی ابن ابی طالب ( رضی الله عنه ) فهؤلاء الأئمه بعد رسول الله (صلی الله علیه وسلم ) وخلافتهم خلافه النبوه . ونتولی سائر اصحاب رسول الله ( صلی الله علیه وسلم ) ونکف عما شجر بینهم . ونعوّل فیما اختلفنا فیه علی کتاب ربنا و سنه نبینا وإجماع المسلمین وما کان فی معناه . و لا نبتدع فی دین الله ما لم یأذن لنا ، و لا نقول علی الله ما لا نعلم . و نری الصدقه عن موتی المسلمین و الدعاء لهم ونؤمن بأن الله ینفعهم بذلک . و نقول إن الصالحین یجوز أن یخصهم الله بآیات یظهرها علیهم . ( موعظه المؤمنین من احیاء علوم الدین : تألیف جمال الدین القاسمی 48-49-50 ) نوشته شده توسط عبدالسلام محمدی | لینک ثابت | موضوع: |
کلام امام شافعی( رحمه الله ) قال امام الشافعی( رحمه الله )
فقیـــها وصـــوفیا فکن لیس واحدا فانـــــی وحق الله ایــــاک انصــــــح فذلک قاس .لم یذق قلبـــــه تقی وهذا جهول .کیـــف ذوالجهل یصلـــح فقیـــــه عالم باش وهم صــــــوفی عابد بخدا که قصد مـن نصیحــــــت است و بس عالم بی عمل به فسق و گناه نزدیک است و صوفی بی علم به جهل ونادانی مایل
تصوف :واشتقاق کلمه صوفی در ادامه مطلب ادامه مطلب نوشته شده توسط عبدالسلام محمدی | لینک ثابت | موضوع: |
تصوف : واهداف آن (بسم الله الرحمن الرحیم) تصوف وعرفان اسلامی علمی است جلیل ومقدس که انسان را بسوی محبت خداوند تبارک وتعالی سوق میدهد وسعادت دنیا وآخرت انسان را تضمین میکند ودوایی است برای طبابت امراض نفس ومنهج وراهی است برای تزکیه نفس وصفای روح وروان وآینه زندگی معنوی اسلام است که پایه آن کسب فضائل اعمال ودفع رزایل وخلقیات مذموم است وهدف آن تزکیه روح ونفس است واقتدا است به شخصیت منور پیامبر(ص) واصحاب ویاران کرامش(رضی الله عنهم). واز مهمترین مقاصد وهدفهای تصوف وعرفان اسلامی میتوان به پنج امور اساسی اشاره کرد که به اذن واجازه خداوند آن را بیان میکنیم: برای دیدن بقیه مطالب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید ادامه مطلب نوشته شده توسط عبدالسلام محمدی | لینک ثابت | موضوع: |
تصوف ومنشا آن (بسم الله الرحمن الرحیم) از مسائل بسیار مهمی که امروزه افکار مسلمین و غیره را در محافل علمی فرهنگی واجتماعی در این عصر به خود مشغول کرده مسئله تصوف ومنشا آن است واین به آن علت است که بسیاری از مسلمانان که در مسئله زهد وتقوا به درجه کمال میرسند این صفا وانشراح صدر را در کلام وعلم کلام وجدل به دست نمی آورند ونفس وروح آنها با مباحث سخت کلامی سازگار نیست ناچار برای نزدیک شدن به خداوند تبارک وتعالی از طریق امتثال اوامر واجتناب نواهی وسیر وس |